|
|
|
|
|
بنا به درخواست یکی از دوستان٬ روش طبخ و نکاتی در مورد خورش فسنجان ارائه می شود:
۱- روش معرفی شده در ویکیپدیا: در طبخ این خورش از مغز گردو، رب انار ترش و یا شیرین به دلخواه ، پیاز، مرغ یا گوشت قرمز رنده شده، روغن آفتابگردان، ادویه جات، زعفران استفاده و با پلو مصرف میشود. به این نکته توجه شود که ترشی، شیرینی و یا ملس بودن این خورش فقط و فقط به طعم رب انار آن بستگی دارد و اضافه کردن شکر جهت شیرینی بیشتر طعم طبیعی و حقیقی آن را از بین میبرد. ۲- روش سرآشپز: مواد لازم: یک عدد کنسرو فسنجان٬ یک پرس پلو (Take away)٬ نوشیدنی و نمک به مقدار لازم. کنسرو را جوشانده و در یک ظرف خوشگل سرو میکنیم. پ.ن: رنگ تیره ی فسنجان احتمالا بدلیل حضور رب انار در محیط میباشد. اگه از این رنگ خوشتون نمیاد میتونید از رب گوجه فرنگی استفاده کنید ولی هیچ تضمینی در مورد نتیجه حاصل در هیچ مرجعی ارائه نشده است. |
||
|
|
|
|
|
آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ ...
هنوز هم باران با ترانه می خورد بر بام خانه... یادش بخیر! مدرسه که می رفتم٬ فک میکردم دیپلم بگیرم دیگه لازم نیست مشخ [مشق] بنویسم.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 7 PM توسط بابی
|
||
|
|
|
|
|
از آنجایی که "غذا" یکی از مسائل مشکل ساز برای موجودات دانشجو میباشد. بر آن شدیم تا روش تهیه ی برخی غذاهای ایرونی را در اینجا ارائه کنیم.
طبق دستور سرآشپز- نحوه ی تهیه خورش قرمه سبزی: مواد لازم: یک عدد کنسرو قرمه سبزی٬ یک پرس پلو (Take away)٬ نمک و آبلیمو (به مقدار لازم) نحوه ی پخت: کنسرو را ۲۰ دقیقه جوشانده و سپس در داخل یک ظرف خوشگل سرو میکنیم.
پ.ن: ظرفها رو بعدا میشوریم... |
||
|
|
|
|
|
چیزها دیدم در روی زمین:
کودکی دیدم٬ ماه را فحش می داد. من زنی را دیدم٬ آب در هاون می کوبید. ظهر در سفره ی آنان نان نبود٬ سبزی نبود٬ نفت بود٬ قبض آب و برق بود.
پارسایی را دیدم مستقلاتی داشت. من الاغی دیدم٬ مرسدس می راند. و بزی خزر نقشه ی جغرافی را تف کرد.
قاطری دیدم بارش هاله ی نور. اشتری دیدم بارش سبد خالی سهام. عارفی دیدم٬ فحش بارش کردم. عاشقی دیدم منگ٬ تف نثارش کردم.
من قطاری دیدم٬ نفرت می برد. من قطاری دیدم٬ سه ساعت تاخیر داشت. "من قطاری دیدم٬ که سیاست می برد (و چه خالی می رفت)." و هواپیمایی٬ که هرگز نرسید...
|
||
|
|
|
|
|
کلمات خام:
پسرک در باران دوید تا درخت سوخته باغ دانش پدر بیان خبر با استفاده از کلمات فوق: باران می بارید پسرک پدرسوخته از باغ سیب دزدید... نکته: درخت در مفهوم عام باغ مستور است و دانش هم کنایه از مدرسه ی مشرف به باغ است٬ که هر دو حذف به قرینه شده اند. پ.ن: شب سرد گرگ تنها تن سرد گرگ شب زوزه ی پیر. |
||