تبليغاتX
گوسفند

خور و خواب و خشم و شهوت          چه خوشست و خوب و راحت

انسان نه خداست و نه حیوان. انسان٬ انسان است با تمام جنبه های غریزی و طبیعیش.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 9 PM  توسط بابی  | 

مغلطه کردند٬ ادامه ندادیم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 2 PM  توسط بابی  | 

چندی پیش یک بسته دستمال کاغذی خریدم. روی جعبه اش نوشته بود:"برای حفظ جنگلهایمان منصفانه مصرف کنیم". این جمله مرا بسی خوش آمد٬ چندانکه توانستم کمتر مصرف کردم.

هفته ی گذشته یک بسته کاغذ A4 خریدم... روی بسته اش نوشته:"تهیه شده از بهترین درختان جنگل"... وجدان درد گرفته ام. یاداشتهای مطالعاتی و روزانه ام را تایپ میکنم.

پ.ن: مریضید که برای تبلیغ میگویید "تهیه شده از بهترین درختان جنگل"!

" تفو چرخ گردون تفو! تف!" (کتاب گوسفند-فصل سیاره ی زمین-به نقل از مرجع شماره ی ۸۹۳)

+ نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387ساعت 9 PM  توسط بابی  | 

اینکه چرا در بعضی جاها گاوها مقدسند و بعضی جاها مقدسها گاو چندان مهم نیست ولی پرس و جو این است: چطور گاو مقدس شد

روایت است در روزگاری که دولت شریف بریتانیای کبیر٬ شبه جزیره ی گرسنه ی هند را به مستعمرات خود افزوده بود مردکی انگلیسی در پی کسب شهرت و ثروت به هند رفتی ولی نه این کسب کردی و نه آن. روزی آن مرد که همانا زیرک بودی بانگ برداشتی و گاو را سجده ها نمودی... آن مردمان ابله هندو که دیدندی یک فرنگی گاو را سجده کردی٬ گفتند:

"این شرط آدمیت نیست***فرنگی سجده کند و ما خاموش"

آنان نیز گاو را سجده نمودند. مرد فرنگی بگفتی:"به همین گاو قسم! من با چشمان خود بدیدم که روح خدا بر این گاو داخل شدی". پس ایشان گاو را بپرستیدند و گاو مقدس شدی.

"خلق را تقلیدشان بر باد داد***ای دو صد لعنت بر این تقلید باد"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 6 PM  توسط بابی  |