|
|
|
|
|
خور و خواب و خشم و شهوت چه خوشست و خوب و راحت انسان نه خداست و نه حیوان. انسان٬ انسان است با تمام جنبه های غریزی و طبیعیش.
|
||
|
|
|
|
|
مغلطه کردند٬ ادامه ندادیم. |
||
|
|
|
|
|
چندی پیش یک بسته دستمال کاغذی خریدم. روی جعبه اش نوشته بود:"برای حفظ جنگلهایمان منصفانه مصرف کنیم". این جمله مرا بسی خوش آمد٬ چندانکه توانستم کمتر مصرف کردم. هفته ی گذشته یک بسته کاغذ A4 خریدم... روی بسته اش نوشته:"تهیه شده از بهترین درختان جنگل"... وجدان درد گرفته ام. یاداشتهای مطالعاتی و روزانه ام را تایپ میکنم. پ.ن: مریضید که برای تبلیغ میگویید "تهیه شده از بهترین درختان جنگل"! " تفو چرخ گردون تفو! تف!" (کتاب گوسفند-فصل سیاره ی زمین-به نقل از مرجع شماره ی ۸۹۳) |
||
|
|
|
|
|
اینکه چرا در بعضی جاها گاوها مقدسند و بعضی جاها مقدسها گاو چندان مهم نیست ولی پرس و جو این است: چطور گاو مقدس شد
روایت است در روزگاری که دولت شریف بریتانیای کبیر٬ شبه جزیره ی گرسنه ی هند را به مستعمرات خود افزوده بود مردکی انگلیسی در پی کسب شهرت و ثروت به هند رفتی ولی نه این کسب کردی و نه آن. روزی آن مرد که همانا زیرک بودی بانگ برداشتی و گاو را سجده ها نمودی... آن مردمان ابله هندو که دیدندی یک فرنگی گاو را سجده کردی٬ گفتند: "این شرط آدمیت نیست***فرنگی سجده کند و ما خاموش" آنان نیز گاو را سجده نمودند. مرد فرنگی بگفتی:"به همین گاو قسم! من با چشمان خود بدیدم که روح خدا بر این گاو داخل شدی". پس ایشان گاو را بپرستیدند و گاو مقدس شدی. "خلق را تقلیدشان بر باد داد***ای دو صد لعنت بر این تقلید باد"
|
||