تبليغاتX
گوسفند
من پشیمون شدم...

میخوام زودتر برگردم... چرا اینجا اینجوریه!

ما از دیدن همه تان مسرور شدیم حالا می خواهیم فرار کنیم٬ میپرسید "چرا؟"!

"همانا ایشان فراموش کرده بودند اینجا چه خبر است٬ پس اگر فراموش نکرده بودند هرگز بازنمی گشتندی" (کتاب گوسفند-فصل حقایق تلخ)

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 4 PM  توسط بابی  | 

من دارم برمیگردم به خونه... برمیگردم به ایران...

دلم واسه همتون تنگ شده... چیزهایی هست که تمام مدت بهشون فکر میکردم و به امیدشون زنده بودم... چیزهایی مث خونه٬ فسنجون٬ سبزی قورمه٬ سنگک و پنیر با سبزی خوردن٬ کوچه مون٬ خیابون ولیعصر٬ کله پاچه٬ چلوکباب کوبیده٬ تماشای پخش زنده فوتبال به صورت ممتد از شبکه ۳ ٬ حتی ترافیک آزار دهنده و یا شنیدن صدای بوق! ... میدونید با همه اینها یه جورایی پیوند خوردیم...

خوشحالم چون دارم برمیگردم... و خوشحالم که مجبور نیستم واسه همیشه برگردم... فقط یه تجدید قوای یک ماهه ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 4 PM  توسط بابی