تبليغاتX
گوسفند
باز میگردیم به وطن... شاید که خوشحال شویم  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1391ساعت 7 PM  توسط بابی  | 

احساس چیزیست که لمس می شود، اما دیده نمی شود.


سال نوی خودمون رو به همه ی دوستان تبریک می گم. آه که چقدر سر زدن به گوسفند برام سخت شده.

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1391ساعت 3 PM  توسط بابی  | 

نارنگی برای چینی ها... باز سال نوی چینی و نارنگی و آرزوی پول


+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 12 PM  توسط بابی  | 

هوا آنقدر روشن است که چشم هایم می سوزند...

۱۲ مثقال از قلبم را به اولین لبخند زیبا خواهم سپرد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 دی1390ساعت 4 PM  توسط بابی  | 

از وقتی این فیس بوک مد شده کلا از گوسفندستان جدا افتاده ام من...

دوستای خوبم به یادتون هستم...

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 آذر1390ساعت 12 PM  توسط بابی  | 

بهترین کار این است که بهترین کار ممکن را انجام دهیم...
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1390ساعت 7 PM  توسط بابی  | 

استاد گفت: اسلام دینی است برای تمام مردمان در تمام زمانها.

پرسیدیم: اگر از مدارات ۳۰ درجه ی شمالی یا جنوبی فراتر رویم، جایی که دیگر هر روز به شب نمی رسد و هر شب به روز (مثلا شش ماه روز و شش ماه شب) حکم روزه و نماز چیست؟

استاد گفت: اسلام دینی است برای تمام مردمانی که در محدوده ی ۲۸ درجه ی شمالی و ۱۵ درجه ی جنوبی زندگی می کنند و بی خبرند  از علوم انحرافی و کفرآمیز نظیر فیزیک، ریاضی، جغرافی، بیولوژی، اکولوژی، نورولوژی، زمین شناسی، اختر شناسی،انسان شناسی،  روان شناسی، دیرینه شناسی، باستان شناسی، تاریخ، فلسفه، سیاست، اقتصاد، حقوق، و کلا هر نوعی از علم که به اندیشیدن و پرسشگری نیازمند است.

 

پ.ن: اندیشمند دینی = خوشگل بد ترکیب

جایی که باید ایمان آورد، اندیشه چیست؟

"شما می پندارید ما نمی دانیم که شما می دانید و خود را به نادانی زده اید، پس همانا که ما برای شما متاسفیم... و بدانید که مجازات شما بسیار شدید خواهد بود... زیرا مجازات شما خود شما هستید."

کتاب دوم-فصل چمنزار خدا، مبحث گوسفند اندیشمند

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1390ساعت 1 PM  توسط بابی  | 

هومر سیمپسون: پسرم تو تلاش کردی و شکست خوردی،

 نتیجه اینکه... هرگز تلاش نکن!

+ نوشته شده در  جمعه 27 خرداد1390ساعت 3 PM  توسط بابی  | 

یک راه بیشتر وجود ندارد، یا این کاری که گفتم رو انجام

میدی یا هر کاری که دوست داشتی بکن...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 خرداد1390ساعت 1 PM  توسط بابی  | 

می پرسد: شما ایرانی هستین؟

(اگر نباشم چطور باید بفهمم چی می گی؟)

می گویم: اگه خدا قبول کنه هستم...

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 خرداد1390ساعت 6 PM  توسط بابی  | 

مدتهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا گذشت...

تا اینکه امروز یک مرتبه هیجاناتم پرواز داده شد و بر سقف، نه بر کف، گوسفندستان فرود آمد و آن قدر مرا ذوق اندوه نمود که دارم می نو یسم.

سخن از وجود است و حقیقت:

حقیقت آیا اصالت دارد؟ من می گویم نه. آنکه اصالت دارد و اصل است من هستم. (مسئله خودستایی نیست، من به مفهوم انتزاعی). بدون من نه تنها حقیقت بی معنا خواهد بود بلکه چیزی وجود نخواهد داشت. لحظه ای بیاندیشید، اگر شما نبودید آیا جهان وجود داشت؟ قطعا نه.

در کتاب دوم گوسفند در فصل ارجاعات مسیح به چمنزار آمده است:

"همانا ما حقیقت و اصالت وجود هستیم و بی ما هیچ چیزی وجود نداشت. پس شما می پندارید وجود برتر از اندیشه است...همانا که در جهل بسر می برید".

--------------------------------------------------------------------------------------

باز خواهم گشت روزی

و به هر زنبوری گلی خواهم داد

و هر گوسپندی را خوراکی بهتر.

+ نوشته شده در  جمعه 13 خرداد1390ساعت 12 PM  توسط بابی  | 

ر مثل رمضان!!!

فلسفه ی روزه:

مسلمانان روزه میگیرند که شاید بفهمند اگر روزی نفت تمام شود گرسنه خواهند ماند و البته افطاری هم در کار نخواهد بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 5 PM  توسط بابی  | 

همه جا هستند...

 

 

پ.ن: بدون شرح.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 10 AM  توسط بابی 

آلمان برد...

دیشب توی کافه بازی رو تماشا کردیم. همه ی دوستان طرفدار آرژانتین بودند و من طرفدار آلمان... آخر شب من خندان بودم و دوستان عصبانی ولی حداقل یک نفر اونجا بود تا حرص شون رو سرش در بیارن... یک نفر طرفدار آلمان... من!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 تیر1389ساعت 6 PM  توسط بابی  | 

باز آمدم چون ماه نو...

سفری داشتم به سرزمین زیبای ایران. احتمالا با این کشور زیبا٬ کهن (کهنه)٬ شگفت انگیز (عجیب) آشنا هستید... در این کشور مردم در حالت پیاده برای عبور از یک درب ۳۰ مرتبه تعارف میکنند ولی در حالت سواره هرگز حق تقدم عبور شما رو رعایت نمیکنند! اما به رغم خرابکاری های اخیر این کشور و مردمانش همچنان زیباترین ها هستند (یا من فقط زیباییهایش را دیدم). اثر مخرب آب و هوای مرطوب استوایی سبب شده بود تا این جماعت رنگ پریده ی زرد بی روح به نظر ما جلوه کند٬ بسی جلوه ی خطا!  "من که دیده نیالوده ام به بد دیدن..." در بازگشت از سفر ایران زمین حجت بر ما تمام شد که به حق زیبا رویان ایران زیباترین ها باشند... که این خود از برکات حضور است... اثر حاکم بد قلب٬ نامهربان شدن مردمان بوده و اثر آب و هوای آلوده٬ بدخلقی و تلخ مزاجی...

به امید روزی که در کشور زیبای خودمان مقیم شویم... "دیگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 تیر1389ساعت 2 PM  توسط بابی  |